تبليغاتX
ُُُُُُُEvery thing

تو اين پست می خوام با دلیل به شما ثابت کنم که تمامی مردانی که در زندگی مجرد بودن

به موفقیتهای چشم گیری دست پیدا کردن.

من ۴ تا مرد رو مثال می زنم که جزو افراد خیلی موفق دنیا بودن . این مردهایی که مثال

می زنم همه مجرد بودن و این مجرد بودن اونها بوده که باعث موفقیتشون شده.

  نام                                        دلیل موفقیت(غیر از مجرد بودن) 

۱-آلبرت انیشتشن                    تفکر

۲-اسکندر مقدونی                    قدرت

۳-آدولف هیتلر                         شجاعت و تلاش

۴-کیریستوف کلمب                  ثروت و پشتکار

در این جا به این نکته هم باید توجه داشت که ۳ نفر اول مجرد باقی موندن ولی نفر آخر

وقتی که متاهل شد(خر شد) دیگه نتونست موفق باشه و به دریانوردی خودش ادامه بده

(خاک تو سرش کنن)

و اما الآن می خوام ۴ زن رو مثال بزنم که موفق بودن

نام                                                       دلیل موفقیت

۱-مادام کوری                                    فکر و علم همسرش

۲-کاندولیزا رایز(وزیر خارجه آمریکا)        پارتی بازی همسرش

۳-جنیفر لوپز                                    پول و تشویق همسرانش

۴-خداییش هر چی فکر کردم غیر از این ۳ تا زن مثلا موفق کس دیگه ای رو پیدا نکردم(اگه

شما ميدونيد بگييد)

اينم يه واقعيت تلخ

پسر : موبایل پسر زنگ میزند

دختر : منتظر میشه ببینه کیه؟!!!

پسر : سلام چطوری عزیزم!!!

دختر :

پسر : چه خبرا کم پیدای دلم برات تنگ شده بود خوش گذشت؟

دختر : کیه!!!!

پسر : (با شوخی) دوست دخترم دیگه !!

دختر :

پسر : بعد از ۱۰ دقیقه که تلفن تموم میشه

پسر و دختر : جنگ جهانی 3 شروع میشه

پسر : بابا باهات شوخی کردم یارو پسر بود.

دختر : نه خیر دوست دخترت بود چرا تو که دوسش داشتی با من بودی کثافت؟

پسر : بابا به پیر به پیغمبر داشتم باهات شوخی می کردم!!!!!!!!!

ولی دختر زیر بار نمیره و قبول نمیکه و پسر را ول میکنه

** اگه جای دختر و پسر را اینجا عوض میکردیم پسر قبول میکرد.

پس عامل بدبختی اینجا دختر می باشد.

 

+ نوشته شده توسط محمدرضا در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 و ساعت 0:54 |
دخترها:
توي ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو، نوش‌جان ميكنن

پسرها:
توي كابينت‌هاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بالاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
توي ماهيتابه روغن ميريزن
توي يخچال دنبال تخم‌مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!)
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
تخم‌مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسه نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزي تخم‌مرغها رو هم ميزنن
صداي «گل» رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
سريع برميگردن توي آشپزخونه
تخم‌مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
قابلمه مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم‌مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
روي باقيمانده تخم‌مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچه تمیز ، قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله، آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
+ نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 و ساعت 2:33 |

 پسرها : 

  
 ۱- 

با ماشين ميرن سراغ بانك، پارك ميكنن، ميرن دم دستگاه عابر بانك
۲- كارت رو داخل دستگاه ميذارن
۳-كد رمز رو ميزنن و مبلغ درخواستی رو وارد ميكنن
۴- پول و كارت رو ميگيرن و ميرن

دخترها :
 
 

۱- با ماشين ميرن دم بانك
۲-  توی آينه آرايششون رو چك ميكنن
۳- به خودشون عطر ميزنن
۴-  احتمالا" موهاشون رو هم چك ميكنن
۵- توی پارك كردن ماشين مشكل پيدا ميكنن
۶-توی پارك كردن ماشين خيلی مشكل پيدا ميكنن
۷-  بلاخره ماشين رو پارك ميكنن و ميرن دم دستگاه عابر بانك
۸- توی كيفشون دنبال كارتشون ميگردن
۹- كارت رو داخل دستگاه ميذارن، كارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
۱۰- كارت تلفن رو ميندازن توی كيفشون
۱۱-  دنبال كارت عابر بانكشون ميگردن
۱۲- كارت رو وارد دستگاه ميكنن
۱۳-  توی كيفشون دنبال تيكه كاغذی كه كد رمز رو روش يادداشت كردن ميگردن
۱۴- كد رمز رو وارد ميكنن
۱۵-  دو دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
۱۶- كنسل ميكنن
۱۷-  دوباره كد رمز رو ميزنن
۱۸- كنسل ميكنن
۱۹-  به دوست پسرشون زنگ ميزنن كه طريقهء وارد كردن كد صحيح رو براشون بگه
۲۰- مبلغ درخواستی رو ميزنن
۲۱- دستگاه ارور (خطا) ميده
۲۲- مبلغ بيشتری رو درخواست ميكنن
۲۳-  دستگاه خطا ميده
۲۴- بيشترين مبلغ ممكن رو درخواست ميكنن
۲۵-  انگشتاشون رو برای شانس روی هم ميذارن
۲۶- پول رو ميگيرن
۲۷-  برميگردن به ماشين
۲۸- آرايششون رو توی آينه چك ميكنن
۲۹-  توی كيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
۳۰- استارت ميزنن
۳۱-  پنجاه متر ميرن جلو
۳۲- ماشين رو نگه ميدارن
۳۳-  دوباره برميگردن جلوی بانك
۳۴- از ماشين پياده ميشن
۳۵-  كارتشون رو از توی دستگاه عابر بانك برميدارن
۳۶- سوار ماشين ميشن
۳۷-  كارت رو پرت ميكنن روی صندلی كنار راننده
۳۸-آرايششون رو توی آينه چك ميكنن
۳۹-  احتمالا يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
۴۰- راه مي افتن و ميندازن توی خيابون اشتباه
۴۱-  برميگردن
۴۲- ميندازن توی خيابون درست
۴۳-  پنج كيلومتر ميرن جلو
۴۴- ترمز دستی رو آزاد ميكنن ( ميگم چرا انقدر يواش ميره ها )
۴۵-  به حركت ادامه ميدن

+ نوشته شده توسط محمدرضا در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 0:50 |
بياين نظر بديد بريد.
+ نوشته شده توسط محمدرضا در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 0:40 |
آپلود و
بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمدرضا در جمعه سی و یکم خرداد 1387 و ساعت 0:0 |
آپلود و
بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت
+ نوشته شده توسط محمدرضا در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت 15:24 |
رقبا كجاييد؟آپلود و
بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت
+ نوشته شده توسط محمدرضا در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت 15:20 |
الان كه مطلب مي نويسم ۵ ماه از ساخت وبلاگ ميگذره و فقط ۲ نظر داره.من دارم در اين وبلاگو تخته ميكنم و اخرين باري هست كه اپش ميكنم و مي خواهم برم يورو ۲۰۰۸ ببينم . المان-اتريشاما جا داره قبل از پلمب وبلاگ از محمد پسر داييم و پارسايي داداشش كه نظر دادن تشكر كنموتشكر ويژه از پارسا كه كد جاوا برام ميفرستاداين فيضل نامردم كه در دسترس نيست و اپ نميكنه. داره برنامه مينويسهشايد يادش رفته كه وبلاگي هم هست.نقطه بعدي پايان كار من در بلاگفا استميخوام برم سر كوچه داف ببينمنامردا اگه نظر ميداديد ديگه هر روز اپ ميكردم حالا بريد وبلاگ خاله كبري عمه عقدسو ببينيد و افسوس پی کینگو بخورید که به خواب زمستانی در تابستان رفت   شاید اگه ۵ تا نظر بود اپ میکردمافسوس که نبود و ما رفتیم.خداحافظمن رفتم داف بازی..............................................................

+ نوشته شده توسط محمدرضا در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 و ساعت 23:30 |
Fast & Free Image Sharing

جدیدترین عکس های بریتنی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمدرضا در جمعه دوازدهم بهمن 1386 و ساعت 23:33 |
 

 

 

Fast & Free Image Sharing

 

انجلينا جولي


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمدرضا در جمعه دوازدهم بهمن 1386 و ساعت 18:46 |
sevom.persianblog

New Page 5

explorer blog

Flashing Table Border Script New Page 1

كاشكي بهتون خوش بگذره